الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
278
تفسير مجمع البيان (فارسى)
راه نجات و عافيت از آنچه من مبتلا شدم چيست ؟ گفتند كه در خاطر و باطن خودت نيّت كن به اينكه آن را طواف كنى و آن را بپوشانى و قربانى برايش نمايى پس در دل خود نيّت كرد كه اين كارها را بكند ، پس خداوند او را آزاد كرد و عافيت بخشيد ، سپس حركت كرد بسوى مكه تا داخل حرم شد و طواف كرد و سعى صفا و مروه نمود و بيت را پوشانيد و ياد نمود داستان قربانى كردن او را در مكّه و اطعام نمودن او مردم را سپس مراجعتش به يمن و كشته شدن او و خروج پسرش را بسوى قيصر و استغاثه كردن به قيصر در آنچه را كه قومش با پدرش نمودهاند ، و اينكه قيصر براى او به نجاشى پادشاه حبشه نوشت . پس نجاشى شصت هزار نفر با او فرستاد و روزبه را فرماندار برايشان قرار داد تا با حمير كه كشندگان پدر او بودند جنگ كردند و داخل صنعاء شده و آنجا را متصرّف و تمام يمن را در حيطهء تصرّف و دولت خود آورد ، و در ميان اصحاب روزبه مردى بود كه به او ابرهه ميگفتند و او ابو يكسوم بود پس بروزبه گفت من به اين امر دولت از تو شايستهترم و او را با حيله كشت و نجاشى را راضى كرد ، سپس كعبهاى در يمن بنا كرد و در آن قبههايى از طلا قرار داد و مردم را امر كرد بسوى آن قصد نمايند و مراسم حج را نظير مراسم حج بيت اللَّه الحرام در آنجا انجام دهند ، و مردى از بنى كنانه بيرون رفت تا وارد يمن شد و آن كعبه صنعاء را ديد ، سپس در آنجا نشسته و قضاء حاجت كرد ، يعنى خود را تخليه نمود ، پس ابرهه داخل بر آن شد و اين نجاست را در آن ديد ، پس گفت چه كسى اين جرئت را نمود و هتك حرمت اينجا را نموده ، گفتند مردى از بنى كنانه از اهل مكّه ، گفت